ناهماهنگ

و من خوب میدانستم که هیچ چیز زندگی ما جز تپش های نامنظم قلبمان ،باهم، هماهنگ نیست

نام تو را بی صدا فریاد میزنم!

خبری از تو نیست ...
هیچ جای این زندگی خبری از تو نیست ...
همیشه بی خبری خوش خبری نیست عزیز دلم ...
...
در نبودنت .‌‌..
درختان سبزند ...
کوه ها برف دارند ...
گل ها رنگارنگند ...
طرح های قالیچه هنوز از دلم دلبری میکنند ...
مادر بزرگ  قصه های ناب وقت خواب دارد ...و نفسم را بند میآورند گاها!
عزیزم ببخش که میگویم در نبودنت حتی میخندم ...
درست مثل تو !
اما انگار همه رنگ های دنیا ...بدون تو ...خاکستری محضند !
خنده هایم صدای سکوت میدهند ...
پیچیده ترین و زیبا ترین طرح ها و داستان های دنیا ...آنقدر ساده میشوند که به نگاه نمی ارزند ‌‌...!
و این معجزه خداست ...که
هزار سال هم که از تو بی خبر باشم ...
هزار سال هم که نباشی...
میخوابم‌‌‌...
میخوانم ...
میخندم ...
اما 
صدایی نمیشنوم ...
جز تپش های نامنظم قلبی که بی رمق به در و دیوار سینه ام میکوبد و میان بی تابی هایش نام‌تو را فریاد میزند ...
....
بلکه روزی صدایش توی گوش‌ت زنگ بخورد و 
از خودت خبری برسانی!

۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حالا که رفته ای،
پرنده ای آمدست، در حوالی همین باغِ رو به رو

هیچ نمی خواند،
فقط می گوید:

کـــو کـــو؟!

....
مینویسم
به یادت ...
به امیدت ...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان